در آن لحظات سخت زایمان، وقتی زن در دریای بیهوشی غوطهور میشود، آیا این غیبت موقت، پیوند وکالت در عقد نکاح را میگسلد؟
ماده 678 قانون مدنی چون نگهبانی هوشیار، تنها در برابر جنون و سفه سپر انداخته است. بیهوشی موقت، هرچند پردهای بر شعور میافکند، اما بهاندازهای کوتاه است که قانونگذار آن را نادیده گرفته است. در واقع، وکالت، هرچند به اذن وابسته است، اما زوال موقت شعور را برنمیتابد. گسترش این حکم به سایر عقود جایز، آشفتگیای نابهسامان در پی خواهد داشت. پذیرش این نظر، کلاهی گشاده برای سوءاستفادهگران میسازد. اگر صرف بیهوشی را موجب انفساخ وکالت غیرقابلعزل بدانیم، این امر ممکن است موجبات سوءاستفاده را فراهم آورد؛ چراکه اشخاص میتوانند با ادعای بیهوشی موقت، بهصورت صوری انفساخ را اعلام نمایند، درحالیکه با بازگشت هوشیاری، عقد مجدداً برقرار نمیشود.
اصل صحت قراردادها (ماده 223 قانون مدنی) چتر حمایتی خود را بر این رابطه میگستراند. تنها زمانی این چتر بسته میشود که بیهوشی، دروازهای بهسوی جنون یا سفاهت گشوده باشد. حقوق، هوشمندتر از آن است که در دام "لحظههای ناخودآگاه" گرفتار شود. نظریات مشورتی نیز حامی این دیدگاه میباشند.
حامد خلیلی پاشا