در ایران، اُتانازی (مرگ از روی ترحم) بهطور کلی ممنوع است و با عنوان قتل عمد تلقی میشود. براساس قوانین موجود، اُتانازی فعال و غیرداوطلبانه جرم محسوب شده و مجازات قصاص دارد. اُتانازی فعال داوطلبانه نیز مجازات سبکتری دارد، اما باز هم جرم است. در مورد اُتانازی غیرفعال (ترک فعل) نیز، درصورتیکه منجر به مرگ شود، ممکن است مشمول قوانین مرتبط با خودداری از کمک به مصدومین شود.
زمانی که صحبت از اُتانازی بیماران اعصاب و روان به میان میآید، مسئله حساستر میشود. بسیاری از متخصصان معتقدند که تصمیمگیری در مورد این بیماران، نیازمند دقت و بررسی عمیقتری است؛ چراکه شرایط روانی و ذهنی این افراد ممکن است بر قضاوت و خواستههای آنها تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، برخی بر این باورند که اگر بیماری روانی به مرحلهای برسد که درمانپذیر نباشد و فرد دچار رنج شدید و مداوم شود، باید امکان بررسی درخواست او برای اُتانازی وجود داشته باشد. بااینحال، موضوع اُتانازی بیماران اعصاب و روان در حقوق و قوانین ایران همچنان نیازمند تحقیقات گستردهتر و نظرات کارشناسان این حوزه است.
طبقهبندی اُتانازی
اُتانازی را در دو طبقه میتوان تقسیم نمود:
طبقه اول: از حیث ارتکاب
اُتانازی فعال: به اُتانازی گفته میشود که با فعل مثبتی رخ دهد. مانند خفه کردن فردی با طناب یا...
اُتانازی منفعل یا انفعالی: در این نوع اُتانازی، برخلاف اُتانازی فعال مثبت، بایستی ترک فعلی رخ دهد. مانند اینکه فردی عملیات احیاء را انجام ندهد یا داروی خاصی را به بیمار ندهد و عدم مصرف همان دارو باعث مرگ بیمار شود.
طبقه دوم: از حیث مجنیعلیه
اُتانازی داوطلبانه: به اُتانازی گفته میشود که فرد تماماً به این مرگ مشتاق است و رضایت را به قاتل میدهد (در مواردی حتی قاتل رضایت به این عمل ندارد، اما بیمار از قاتل درخواست میکند) و سبب مرگی خودخواسته را ایجاد میکند.
اُتانازی غیرداوطلبانه: به اُتانازی گفته میشود که بیمار رضایتی در اُتانازی خود ندارد که به نوعی، قتل عمد محسوب میشود.
اُتانازی غیرفعال که شامل قطع درمان یا عدم ارائه مداخلات پزشکی برای ادامه حیات بیمار است، در شرایط خاصی جایز شمرده میشود. از دیدگاه عقل و شرع، اگر بیمار خود درخواست کند و ادامه درمان بیفایده باشد، پزشک میتواند درمان را متوقف کند. در این وضعیت، پزشک با رعایت اصل برائت و با توجه به رضایت بیمار، مسئولیتی نخواهد داشت. این نوع اُتانازی در واقع، به معنای اجازه دادن به روند طبیعی مرگ است و نه اقدامی فعال برای پایان دادن به زندگی بیمار.
در اُتانازی غیرداوطلبانه، هیچ مناقشهای نیست؛ چون تمام عالمان و فقیهان متفقالقول بر اینکه این نوع اُتانازی قتل عمد است و حکم قصاص بر آن جاری میگردد، اذعان دارند. اما در خصوص اُتانازی داوطلبانه که بیمار رضایت به این مرگ دارد، بحث پیش میآید.
عالمانی بر این هستند که با وجود رضایت و داوطلبانه بودن این امر، قصاص و دیه ساقط میشود؛ چون اذن مجنیعلیه وجود دارد. اما در مقابل، بزرگانی چون مرحوم خویی معتقد هستند که این نوع قتل، قتلی عمدی است و حکم قصاص بر آن جاری میگردد.
داروهای مصرفی در اُتانازی و نکات حقوقی آن
داروهای مصرفی در اُتانازی معمولاً شامل ترکیباتی هستند که عملکرد سیستم عصبی مرکزی را مختل کرده و باعث توقف تنفس و ضربان قلب میشوند. از جمله داروهای رایج در این فرآیند میتوان به باربیتوراتها، مانند پنتوباربیتال و سکوباربیتال، اشاره کرد که بهطور گسترده در کشورهای مجاز برای اُتانازی استفاده میشوند. این داروها ابتدا باعث ایجاد حالت خواب عمیق شده و سپس مرگ آرام و بدون درد را به دنبال دارند. استفاده از این داروها نیازمند نظارت دقیق پزشکی و رعایت قوانین اخلاقی و حقوقی مرتبط است.
تفاوت اُتانازی و یوتانازی
اُتانازی و یوتانازی دو اصطلاح مرتبط با پایان دادن به زندگی افراد هستند، اما تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. یوتانازی به معنای “مرگ آسان” است و معمولاً به اقداماتی اشاره دارد که برای پایان دادن به رنج و درد بیماران لاعلاج انجام میشود. از سوی دیگر، اُتانازی ممکن است شامل اقداماتی باشد که بدون رضایت مستقیم بیمار انجام میشود یا حتی به معنای مرگ اجباری در شرایط خاص تعبیر شود. بهعبارتدیگر، یوتانازی معمولاً جنبه اختیاری و اخلاقی دارد، درحالیکه اُتانازی میتواند اجباری یا غیرقانونی باشد. تفاوت اصلی این دو مفهوم در نیت، شرایط و میزان رضایت فرد یا خانواده او نهفته است.
حکم اُتانازی در قوانین کیفری ایران
قانونگذار با صراحت در ماده 365 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، این عمل را همردیف با قتل عمد قرار داده و برای عامل آن، مجازات قصاص را در نظر گرفته است. این رویکرد نسبت به اُتانازی در قانون مجازات اسلامی، نشاندهنده تأکید قانونگذار بر حفظ حرمت جان انسان و ممنوعیت دخالت در پایان دادن به زندگی افراد، حتی با رضایت شخصی است. با وجود مباحث اخلاقی و انسانی پیرامون این موضوع، همچنان در نظام حقوقی ایران، اُتانازی فاقد هرگونه مشروعیت قانونی بوده و عامل آن با شدیدترین مجازاتها روبهرو خواهد شد.
نتیجهگیری
اُتانازی، بهعنوان یکی از پیچیدهترین مباحث اخلاق پزشکی و حقوق کیفری، همچنان در مرکز جدالهای فکری و قانونی در جهان قرار دارد. در اینجا به جمعبندی عمیقتر و تحلیل چندبعدی این موضوع میپردازیم:
1. تناقض بین حق حیات و حق مرگ
- از یک سو، حق حیات بهعنوان اصلیترین حق انسانی در قوانین بینالمللی و دینی به رسمیت شناخته شده است.
– از سوی دیگر، برخی با استناد به حق تعیین سرنوشت، اعتقاد دارند که انسان باید بتواند در شرایط بیماریهای سخت و دردهای غیرقابلتحمل، تصمیم به پایان زندگی خود بگیرد.
2. خطر سوءاستفاده و سرآشیبی لغزنده (Slippery Slope)
یکی از بزرگترین نگرانیهای مخالفان اُتانازی، احتمال سوءاستفاده از آن است:
- فشار اقتصادی بر خانوادهها یا سیستمهای درمانی برای ترغیب بیماران به اُتانازی.
- کاهش ارزش ذاتی زندگی انسانهای معلول، سالخورده یا بیمار.
3. جایگزینهای اخلاقی
مراقبتهای تسکینی (Palliative Care): به جای اُتانازی، بسیاری از متخصصان بر توسعه مراقبتهای تسکینی تأکید دارند:
- کنترل درد و رنج بیماران بدون اقدام به مرگ عمدی.
- حمایت روانی و معنوی از بیماران در حال احتضار.
اُتانازی از نظر اخلاقی، مذهبی و حقوقی بحثبرانگیز است. درحالیکه برخی آن را راهی برای کاهش رنج میدانند، بسیاری از نظامهای حقوقی آن را قتل میدانند. در ایران، اُتانازی جرم بوده و مجازات شدیدی دارد. با پیشرفت علم پزشکی، بحث درباره مرگ آسان همچنان ادامه خواهد داشت.
محمد قیصری