اگر دیه را مجازات بدانیم، با فوت مرتکب باید از بین برود؛ چون مجازاتها تابع اصل شخصی بودن مجازات هستند. ماده 13 قانون آیین دادرسی کیفری یکی از عوامل سقوط دعوای عمومی را که باعث موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرای حکم میشود، فوت متهم یا مجرم میداند.
فوت متهم یا مجرم باعث سقوط همه مجازاتها حتی جزای نقدی میشود. یعنی اگر یک جرم انجام شود و شخص مجرم، محکوم به پرداخت چند میلیارد تومان جزای نقدی شود و محکوم فوت کند، مجازات تمام و ساقط میشود و سراغ اموال او نمیروند؛ چون اگر سراغ ماترک بروند، عملاً وراث را مجازات میکنند.
دیه با فوت از بین نمیرود و از ماترک متوفی وصول میشود. دیه فقط ساقط میشود، آن هم با پرداخت، مصالحه، ابراء و یا تهاتر.
سؤال این است که اگر دیه مجازات است، پس چرا با فوت از بین نمیرود؟ یا اگر دین است، چرا ماده 14 قانون مجازات اسلامی میگوید مجازاتها عبارتند از: حدود، قصاص و دیه.
باید توضیح داد دیه مستند به مواد 476 و 452 قانون مجازات اسلامی، ذوجنبتین است؛ یعنی ماهیتی دوگانه دارد؛ حکماً مجازات ولی ماهیتاً جبران خسارت و دین است.
معصومه افراسیابی