دادرسی شامل مراحل مختلفی مانند مرحله بدوی، واخواهی و تجدیدنظر است. هرچند در دانشگاه گفته میشود که واخواهی مقطعی از دادرسی بدوی است، قانون آن را بهعنوان یک مرحله مستقل در نظر گرفته است (طبق ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی). هر مرحله از دادرسی، دوره زمانی مشخصی دارد که در آن، دعوا مطرح و رسیدگی شده و به صدور رأی یا قرار منتهی میشود. در پایان هر مرحله، تکلیف دعوا مشخص میشود و دادرسی به مرحله بعدی منتقل میگردد.
در دادرسی اختصاری، اصل بر تعیین وقت جلسه است، اما در برخی موارد استثنایی، قاضی میتواند از دادرسی عادی استفاده کند. بهعنوان مثال، در دعوای مطالبه خسارت ناشی از اجرای قرار تأمین خواسته (طبق ماده ۱۲۰ آیین دادرسی مدنی)، نیازی به برگزاری جلسه اختصاری نیست، هرچند قاضی میتواند در شرایطی خاص این جلسه را برگزار کند. همچنین، در اعتراض ثالث اجرایی (موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی)، قاضی میتواند به دلیل تراکم کاری، دادرسی عادی را برگزار کند.
تشکیل جلسه دادرسی به سه شرط نیاز دارد:
۱ـ ابلاغ به طرفین
۲ـ رعایت مواعد قانونی (پنج روزه یا دو ماهه)،
۳ـ حضور قاضی.
وظایفی نیز برای وکلا تعیین شده است. اول اینکه اگر اسناد عادی وجود دارد، وکیل خواهان باید اصل اسناد و وکیل خوانده، رونوشت و اصل آنها را در اولین جلسه دادرسی ارائه دهد (طبق ماده ۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی). دوم، اگر دعاوی مرتبطی وجود دارد، وکلا باید این موضوع را به قاضی اعلام کنند تا بهطور همزمان به آنها رسیدگی شود (طبق ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی).
در استفاده از واژههای ادعا، دادخواست و دعوا باید دقت کافی داشت. هرکدام از این واژهها، کاربرد خاص خود را دارند. بهعنوان مثال، اگر وکیلی پس از اولین جلسه دادرسی اعلام کند که دادخواست خود را مسترد میکند، این نشاندهنده عدم آگاهی از تفاوت این مفاهیم است. دادخواست در مراحل اولیه قابل استرداد است و در این صورت، قاضی باید قرار ابطال دادخواست صادر کند. اما اگر دعوا وارد مرحلهای پیشرفتهتر شده باشد، دیگر امکان استرداد دعوا وجود ندارد و قاضی باید قرار رد دعوا صادر کند.
در نتیجه، شناخت صحیح و کاربرد درست این مفاهیم در مراحل مختلف دادرسی، بسیار حائز اهمیت است.
زهرا اکبری پویانی